با بغض

 

گوشه‌ی یکی از نامه های قدیمی
"دوستت دارم"ی خیس
با عطر باران یافته ام.
گذاشته ام سر طاقچه دلم؛
از این حوالی اگر گذر کردی
آخرین یادگاریت را با خودت ببر.

/ 7 نظر / 16 بازدید
هیوا...

سلام...با افتخار لینک شدید...

امیر

واقعا کارت زیبا و عالیه

هیئت سایبری الرحمن

ارباب امسال تو دست مرا بگیر و مگذار فکرم از چادر خاکی مادرت جدا شود ، یاریم کن تا از عشق بیاموزم ... هم هیئتی سلام! بیرق عزای محرممان را برافراشتیم صدای ارباب در گوش ها می پیچد ... هل من ناصر ینصرنی؟ نکند جا بمانیم ... پس بسم الله!

مهمان خدا

آخییییییییییییییی چه عکس قشنگی... چه نوشته قشنگتری

نازنین

خیلی خیلی مطالب وبلاگت رو دوست دارم همیشه از طریق گودر میخوندم:((((((((((((

مادرانه

نمی دونی که چقدر حسودی م شد به اون کسی که مخاطب خاص وبلاگت بود!