عاشقی جرم قشنگی‌ست به انکار مکوش!

از خودم می ترسم
وقتی
میان دستهایم
میان چشمهایم
میان دلم
حتا میان همین کلمات
انکارت می کنم.

/ 11 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

قدیم و جدید نداره خواهری دلت که نا اروم بشه، دلم....

پرستو

همه عمر بر ندارم سر از این خمار و مستی... اینجا را دوست دارم ....

سمن

به به عرض ارادت! حکایت این روزهای منه که نوشتی...

شکلات

نمی دونم شاید من هم به چنین چیزی دچار شده باشم. ولی ترس،نمی دونم!! باید بترسم؟

بارون سبز

بعضی از انکار به معنا می رسند سامی جان!!!!!

ساناز صلح‌دوست

در راستاي تحقق شعار به وبلاگ‌هايمان بر ميگرديم آمديم بگوييم سلااااااااااااااااااااااااااااام

فاطمه

جریان راستای این شعار چیه خواهری؟؟؟ چرا من انقده پرتم از مرحله:دی

حلیما

سلام سامی دخت عزیز خوبی؟ ایام به کام....

آرام

از خودم می ترسم وقتی میان دستهایم میان چشمهایم میان دلم حتا میان همین کلمات انکارت می کنم. [گل]

آرام

از خودم می ترسم وقتی میان دستهایم میان چشمهایم میان دلم حتا میان همین کلمات انکارت می کنم.[گل]