پایان


بیشتر از واقعیت
تو را میان این کلمات
نَفَس کشیدم
زندگی کردم
و باور کردم
.
.
.
می روم
اما هنوز هم
دلم روشن است
که روزی از زوایای گریه هایم ظهور می کنی...

 

 

 

با مهر
به تو که مخاطب خاص اغلبِ این نوشته ها بودی
و به آنها که صبورانه همراهی‌م کردند.

29ذی الحجه 1432
سامی دخت

/ 66 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

یک اصلِ فیزیکِ کوانتومی با روی‌کردِ هستی‌شناسانه هست که می‌گه: آدم‌ها معمولا جای دوری نمی‌رن.

خواهش ميكنم برگرد

بانو بدون او

سلام دلم گرفته بود. اینجا که رسیدم. بغضم شکفت و گریه ات کردم.

پری

سلام خانومی تو رو خدا بسه دیگه نمیخای برگردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من عینه دیووننه ها هر وقت میام اینترنت اول میام سراغ شما [رویا] دلم پوسیدا پس کی برامون مطلب جدید میذارین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زهرا

ادم وقتی دلش برای سامی دختش تنگ میشه باید چی کار کنه ؟[ناراحت]

:)

سامی دخت بهار داره میاد ... دلت بهاری نشده ؟ من دلم برات تنگ شده ...

شاگرد کوچک

خیلی خیلی خوشحالم از این که دوباره دارین مینویسین