دلتنگی


تعجب نکن!
این منِ زنده
این منِ خوشحال
این منِ دیروز
تازه از دیدار ِدستهای تو برگشته بود
.
.
.
و گرنه دلتنگی
همان دلتنگی‌ست...

/ 23 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
a.malolin

[لبخند] دارم مطالبت رو ميخونم و بوكماركت كردم جالبه جالبه خيلي چيز خاصي نيست فقط ساده است.راستي موزيك بك گراندت روياييه

زهرا

پائیز مبارک سامی جان...[گل]

ماری

روزی میایی چند صباحی زندگی می کنی فاصله ی بین دو ایستگاه تولد و مرگ را و زمانی که به مقصد رسیدی باید پیاده شوی شنیدی؟؟؟ باید! تولد و مرگ که ایستگاهی اجباری ست مهم چگونه طی کردن و چگونه زیستن در بین این دو ایستگاه است

تب كرده

گاهی دل آنقدر تنگ می شود... آنقدر تنگ و کوچک می شود که می تواند در " تو " حرکت کند... بدترین حالت ممکن هم این است که بیاید و در گلویت گیر کند !!! به دلی که در گلویت گیر کند می گویند " بغض " !

گل همیشه بهار

خیلی خستم خیلی خستگی روح حال این روزهای منه نوشته هاتون خیلی زیباست همیشه می خونمشون [گل]

M

یه سوال داشتم: این دستهایی که گذاشتید مشکل شرعی نداره؟

ح

دلتنگی های ادمی را باد ترانه ای میکند و رویا هایش را اسمان پر ستاره نادیده میگیرد.

M

دست یک مرد در دست یک زن...!!![نگران] بنده فقط سوال کردم! چون خودم جواب رو نمی دونم. مشکل شرعی نداره؟