الرحیل!

حالا که داری میروی سفر
بیا و دلت را هم بگیر و با خودت ببر.
امانت مانده بود اینجا
میان همین کلمات...
قول داده بودم مراقبش باشم
آنقدر که نه بشکند
و نه چیزی از دلت کم شود.
تو بهتر میدانی
این دل از اول هم مال من نبود.
.
خدا را چه دیدی؟!
شاید این بار که از مسلخ ِ عشق برگشتی
دیگر دلی برایت نمانده باشد
که زحمت امانتداریش
بیفتد به دوش من و این کلمات...
یادت نرود
اگر دلت را قربانی کردی
جوری قرارهایت را مَدار کن
که هیچ معادله ای
قرارت را به هم نزند.
.
.
خودت را
و دلت را
به خدای حسین(ع) می سپارم.

 

 


پ.ن:
عمره‌‏ی رجبیه و کربلای شعبانیه؛
چقدر این روزها هوای دلم را داری!
...
باز دوباره عازم بهشتم.


/ 35 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

زیارت قبول خانومی[لبخند]

محمدرضا

دست منو تو نیست اگر نوکرش شدیم خیلی "حسین " زحمت ما را کشیده است.

سهیل

آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

ماری

خوشا به سعادتت یادی از این کویر زده ی بی باران هم بکن

یک خواننده

سلام همه را بخصوص خوانندگان وب لاگتون را دعا کنید تو را خدا.

فاطمه

ميدونم دل برگشت نداري خواهری اما ما دلتنگیم عجیب....[ماچ]

افلاتوس

سلامجوون ایرونی وبلاکتون محشره من یه وب جدید راه انداختم از این وبای عشقو عاشقی نیس خوشحال میشم لینکم کنید بم خبر بدید تا منم لینکتون کنم

فاطمه

مبارک است بانو...

شاگردي كم‌حرف

بانو! بانو! بانو! دیگر چشم هایم سفیدی ندارند شده اند یک کاسه خون ... بانو... دارم می روم ... همان بهشتی که تو رفته بودی و هزاران بهشتی و... اما من نمی خواهم بروم بهشت و بعد با پاهای خودم برگردم.. من می خواهم همان جا بمانم بانو.. می فهمـــی؟ دارم می روم که دیگر برنگردم ... دارم می روم ...... تو که دلتنگی کشیده ای،نمك گير شده اي، اين اشك ها را مي فهمي... دعا كن كه ديگر برنگردم ...

زارع

عمره رجبیه و کربلای شعبانیه و مشهد رمضانیه... چقدر هوای دلتان را داشتند!