و -بالاخره-
روزی آمد که دیگر میان -کلماتم- گم شدی
شدی
-تَنگِ- -بلورِ- -ماهی-
که عاشقشم
ولی
فقط سالی 1بار اونم نه بیشتر از چند روز و اگه خیلی خوش شانس باشم چند هفته
این
-عشق- -بازی-
نصیبم میشه....
وَ -دیشب-
انگار که چیزی از آسمان -هبوط- کرده باشد
-دیدم-
جای چیزی میانِ -ِدلَم-
-خالی- ست
-تو-
نبودی
و کسی که
هیچ کس نبود
میانِ -دِلم-
پای می کوبید...
سال هاست بوی غریبه گی پاشیده چار کنجه این خراب آباد...
و من باز -تقلا - می کنم که برگردی
و
پیدا شوی میانِ کلماتم
.
.
.

/ 6 نظر / 14 بازدید
فاطمه

بانو ادمی زنده به امید است...! پیدا میشود روزی در همین نزدیکی ها...در همین حوالی.... پیدا می شود غم نخور عزیز دلم

آرام

سلام عزیزم. هرچند گریپ فروت خیلی خاصیتداره اماتو همون سامی دخت عزیز ما باش[گل]

هاجر

سلام "-تو- نبودی و کسی که هیچ کس نبود میانِ -دِلم- پای می کوبید..." به نظر شما چه جوری می شه این کسی رو که هیچ کس نیست از دلمون بیرون کنیم؟؟؟[متفکر]

معصومه کریمی

سلام. می خواستم اگه ایرادی ندلره از مطالب و دست نوشته هاتون در نشریه دانشجوییمون استفاده کنم. البته با ذکر نام خودتون که اگه لطف کنید در یک پیام به ایمیلم خودتون رو معرفی کنید. نشریه ما اسمش همراز- ماهان هست که با تیراز1500 نفر برای مشترکین دانشجویی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز و دانشگاه شیراز چاپ و توزیع میشه. کار فرهنگیه... با مخاطب دانشجویی ... مطالب شما هم دانشجویی کوتاه و جذابه . امیدوارم عنایت کنید و تقاضامون رو بپذرید. منتظر پیامتون هستم با احترام و تشکر

سیما

منم چند ماهه فهمیدم اونجا دونفره.زاگورو می گم .اما نمی دونم معناش چیه؟