...و خانه، خانه توست

*خیلی آشناست. انگار نه انگار اولین بار است که می آیی.چرا غریبی ات نمیشود؟
انگار قبلا سالها اینجا بودی یا همیشه اینجا بودی و هر جا فکر میکردی هستی، خواب بوده. شهر، اداره، خیابانها و بازارها، همه دورند.زمین زیر پایت، برای اولین بار واقعی است.سفت و قابلا لمس.نکند بقیه زمین ها، سرزمین های خیالی بودند؟

*حاج آقای کاروان مرتب توضیح میدهد.می ترسد کسی اینجا گم بشود؟خودش یک آیه خواند که میگفت:"این اولین خانه ای است که برای مردم بنا شده 1".مردم آمده اند خانه قدیمی خودشان.عاریتی نیست.سندش به اسم خودشان است.به در و دیوارهایش انس دارند، عادت دارند، دلشان آرام میشود.کسی توی خانه اش گم میشود؟

*مثل خانه دوره کودکی ات، مثل همه خانه های قدیمی،پر از خاطره است.خاطره هایی که دور و گنگ شده بودند، دلتنگشان هم نبودی ولی حالا که برگشتند، میبینی چه قدر جایشان خالی بوده.مثل خانه های قدیمی پر از بوی آنهایی است که دوستشان داشتی و فراموششان کردی. پر است از چیزهای خوبی که جا گذاشتی.

*چرا میگویند بزرگی خانه، آدم را میگیرد؟ این بزرگی که خیلی آشناست.



1.سوره آل عمران-96

 

منبع:
"...و خانه خانه توست"
نوشته: فاطمه شهیدی

 

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

[ناراحت][رویا][ماچ]

مريم

من الان اون يكي پست كامنت گذاشتم حالا قبول نيست؟ [ناراحت]

شکیب

تمام نوشته هایت را خواندم. خیلی هایشان مخصوصا جملات کوتاهت دقیقا همانهایی بود که روزها می خواستم جمله کنم و نمی شد. بهم سر بزن خوشحال می شوم.[گل][لبخند]

eli

زیارتت قبول ... [ماچ][گل]

شرمین

سلام زیارت قبول سامی قولت که یادت نر فته دلتو که جا نذاشتی من منتظرم برام از اونجا بگی ها

پیام فضلی

روشن ی دل تان مبارک... زیارت قبول إن شاءالله.

ماری

چقدر این چد خط نوشته ها رو دوست داشتم . به دلم نشست. انشاالله قسمت همه ی ما

بانوی آبان

به قولی می گن: شرف المکان بالمکین ..... شرافت محل به ساکنانشه... بزرگی صاحب خانه معمولا آدم رو می گیره....و صاحب خونه اگر خدا باشه که دیگه هیچ قلمتان همیشه روان.

منصور

سلام وبلاگ خوبي داريد خدا خيرت دهد