! دلم روشن است

... دلم روشن است که روزی از زوایای گریه هایم ظهور می کنی

خسته نشو

می شنیدی؟

صدای قلب من نبود...

صدای پای تو بود که شبها در سینه ام می دویدی

کافی بود کمی خسته می شدی

کافی بود لحظه ای ایستادی...

 

*جایی نوشته بود:شهدا سنگ نشانند که ره گم نشود

   + سامی دخت ; ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸۸