! دلم روشن است

... دلم روشن است که روزی از زوایای گریه هایم ظهور می کنی

نزدیک

حالا چمدانت را بردار
آرام و پاورچین از پله ها به جانب آسمان بیا،
ما دوباره به خواب دور هفت دریا و
هفت رود و هفت خاطره بر می گردیم.
آنجا تمام پریان پرده پوش
در خواب نی لبک های پرخاطره ترانه می خوانند،
آنجا خواب هم هست، اما بلند
دیوار هم هست، اما کوتاه
فاصله هم هست، اما نزدیک، نزدیک...
نزدیکتر بیا
می خواهم ببوسمت !

   + سامی دخت ; ٩:٠٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸