! دلم روشن است

... دلم روشن است که روزی از زوایای گریه هایم ظهور می کنی

 

گفته بودند به ما :
می کشد در همه کس
غم نان
ایمان را

در شبی سرد چو مرگ
که هوا می لرزید
و تن خسته شهر
بستر برف زمستانی بود
راهی خانه شدم.
من -گرسنه-
پدرم را دیدم
که در آن ظلمت سرد
با یخ حوض قدیمی حیاط
جنگ سختی می کرد
تا ز خون دشمن
بعد از آن جنگ وضویی سازد

پدرم -بی که کلامی گوید-
گفت با من: پسرم!
چاره مشکل ما
ایمان است.


* سید حسن حسینی

 

   + سامی دخت ; ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸