! دلم روشن است

... دلم روشن است که روزی از زوایای گریه هایم ظهور می کنی

 

به‌ خواب‌ُ به‌ رؤیاهایم‌ دوستَت‌ می‌دارَم‌ !
در بیداری‌ُ این‌ کابوس‌ِ بی‌امان‌ !
در لحظه‌های‌ نه‌ مَنی‌
و در ساحل‌ِ اقیانوس‌ِ گسترده‌ی‌ اشک‌های‌ خویش‌
به‌ هنگام‌ِ تماشای‌ کبوتری‌
که‌ از آسمان‌ِ بی‌کلاغ‌ِ آرزوهایم‌ عبور می‌کنَد
تا آشیانه‌ی‌ منّورِ خورشید !

 

پ.ن:ترانه دهم از مجموعه "اینجا ایران است و من تو را دوست دارم"

   + سامی دخت ; ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸