! دلم روشن است

... دلم روشن است که روزی از زوایای گریه هایم ظهور می کنی

مادرانه

دست هایم که خالی‌ست؛

اما
پای تمام مادریهایِ نکرده ام را
"تو" امضا کن.


   + سامی دخت ; ۱:۱٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران ()

امید

از در و دیوار دلم
شعر می بارد؛
لابد
همین روزها بر می گردی...


   + سامی دخت ; ٤:٤٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران ()

عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی

دلتنگ که می شوم
حالت را از باد می پرسم.
از همین بادهای هر از گاهی
از همین بادهای بهاری...

بادها
هنوز هم
رسالت شان را
گم نکرده اند؛
یادت را می آورند
و عطر پیراهنت را...

 

 

پ.ن: عنوان پست، از ابیات جناب فاضل نظری‌ست.

   + سامی دخت ; ٩:٥٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران ()

گمت نکنم



پیِ ردپایت می گردم؛

گاهی
میان اینهمه شلوغی...

   + سامی دخت ; ٤:٠٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران ()

خودخواه،‌ خسته، بی شکیب...


اینبار "تو" دیر رسیدی

من
رفته بودم.

   + سامی دخت ; ۳:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران ()

سوختن


دقت کرده ای؟
شمع ها
همیشه بی صدا می سوزند.

   + سامی دخت ; ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران ()

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی...


گفته بودم
قصه‌ی اینهمه تنهایی‌ات را
برای هر گلی از گلهای باغ مگو؛

گلها
حدیث ایستاده مردنِ سرو را
کمتر باور می کنند.


   + سامی دخت ; ٥:٤٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران ()

مجنون

بیدها را دیده ای؟
هر چه مجنون تر
سر به زیرتر.

   + سامی دخت ; ٢:٢٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران ()

ترس

من از تکرارِ اینهمه سکوت
می ترسم.

گاهی بلندتر صدایم کن!

   + سامی دخت ; ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران ()

صبور

دارم بلد می شوم؛
دوستت داشته باشم
بی هیچ چشم داشتی...

   + سامی دخت ; ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران ()